خرید بک لینک

فقدان از منظر روانشناسی چه خصوصیاتی دارند؟

سوگ

دکترسیدمحمدعلی میری، در مورد سوگ می نویسد.

سوگ و فقدان از منظر روانشناسی چه خصوصیاتی دارند؟

فقدان تجربه‌ای جدا ناشدنی از زندگی است و سوگواری و سوگ بخشی طبیعی از فرایند بهبودی است. کنار آمدن با فقدانی مهم می‌تواند یکی از سخت‌ترین اوقات زندگی یک فرد و چالشی بزرگ در زندگی وی باشد. درد فقدان می‌تواند موجب حس کردن ضعف و ناتوانی شود و یا حتی این درد می‌تواند سلامت جسمی را مختل کرده و موجب بی‌خوابی، اختلال در خوردن یا حتی فکر کردن شود.

سوگ چیست؟

سوگ (غم، اندوه، غصه) پاسخی طبیعی نسبت به فقدان است رنجی عاطفی است که نسبت به از دست دادن فردی یا چیزی دوست داشتنی احساس می‌شود و هرچه زیان از این فقدان بیشتر باشد غم و اندوه نیز بیشتر خواهد شد. سوگواری معمولا با‌ مرگ تداعی می‌شود اما انواعی دارد:

فقدان‌های کوچک هم می‌تواند حس شدیدی از سوگ را ایجاد کند هر چند که ممکن است افراد دیگر محدوده و وسعت این احساس را متوجه نشوند، برخی از این فقدان ها عبارتند از:

مراحل سوگ

در سال ۱۹۶۹ روانپزشکی به نام الیزابت کوبلر-راس مراحلی را به عنوان” پنج مرحله سوگ” مطرح کرد. شناخت این مراحل بر‌اساس مطالعات وی درباره‌ی احساسات بیماران لاعلاج بود اما این مراحل قابل تعمیم به انواع دیگری از فقدان مانند مرگ عزیزان یا شکست رابطه عاطفی شناخته شده است.

پنج مرحله فقدان

تجربه هر یک از این مراحل بعد از فقدان به این دانستن این که واکنش‌ها طبیعی است و در زمان مناسب بهبودی حاصل می‌شود کمک می‌کند. برخلاف باور عموم، همه‌ی کسانی فقدان را تجربه می‌کنند تمام این مراحل را طی نمی‌کنند و یا ممکن است افرادی که این مراحل تجربه می‌کنند بطور پیوسته این مراحل را طی نکنند.

واکنش‌های طبیعی نسبت به سوگ

زمانی که تجربه سوگ توقع می‌رود، تعدادی واکنش طبیعی نسبت به فقدان وجود دارد، ازجمله:

نشانه‌های هیجانی سوگ

شوکه شدن و باور نکردن: درست بعد از یک فقدان سخت است که اتفاق افتادن آن‌را بپذیریم، ممکن است احساس کرختی و بی حس شدن یا عدم پذیرش آن‌چه واقعا اتفاق افتاده به وجود بیاید و به انکار کردن اتفاق افتاده منجر شود. اگر فرد عزیزی را از دست بدهد ممکن است انتظار بازگشت و دیدن او را داشته باشد در حالی که می‌داند او را از دست داده است.

غمگین بودن: غم عمیق شناخته شده‌ترین نشانه‌ی جهانی سوگ است. این احساس با تجربه ناامیدی، تنهایی عمیق یا حس پوچ و خالی بودن همراه است. گریه کردن به دفعات مکرر یا نا‌پایداری هیجانی از دیگر احساسات مرتبط است.

حس گناه: تجربه پشیمانی برای کار‌های انجام شده یا نشده و حرف‌های گفته شده یا نشده به وجود می‌آید. حس گناه شخص بعد از مرگ شخصی به دلیل این که کاری برای جلوگیری از مرگ وی انجام نداده حتی اگر واقعا هیچ کاری نبوده که از عهده شخص بر‌آید.

خشم: حتی اگر در فقدان رخ داده کسی مقصر نباشد شخص ممکن است شدیدا خشم را تجربه کند. هنگام از دست دادن عزیزی ممکن است شخص نسبت به خودش، خدا، دکتر‌ها و یا شخص مرده برای اینکه او‌‌ را رها کرده، احساس خشم کند. شخص حس می‌کند احتیاج دارد که کسی‌را برای بی عدالتی که برایش اتفاق افتاده سرزنش کند.

ترس: یک فقدان مهم می‌تواند جرقه‌ای برای تجربه نگرانی و ترس باشد. شخص ممکن است حس اضطراب، درماندگی یا ناامنی و یا حتی حملات پانیک را تجربه کند. مرگ یک عزیز ممکن است باعث ترس شخص از در خطر بودن حس جاودانگی خودش، رویارویی با ادامه زندگی بدون آن شخص و یا مسئولیت‌هایی که اکنون باید تنهایی برعهده بگیرد، شود.

نشانه‌های جسمانی سوگ

اغلب سوگ به عنوان یک فرایند شدید هیجانی در نظر گرفته می‌شود اما معمولا مشکلاتی جسمانی نیز ایجاد می‌کند؛ مانند:

عمق تجربه‌ی سوگ و فقدان

فرایند سوگ را می‌توان به ترنی هوایی نیز تشبیه کرد، پر از فراز و نشیب و بالا و پایین‌ها؛ مانند بسیاری از ترن ها، تجربه ترن سواری در ابتدا سخت‌تر و سراشیبی‌ها عمیق‌تر و بلند ترند، دوره‌های دشوار با گذشت زمان عادی‌تر و کوتاه‌تر می‌شوند؛ اما فرایند فقدان زمان‌بر است، به طوری‌که سال‌ها بعد از تجربه فقدان، به ویژه در رویداد‌های خاص مانند یک عروسی یا تولد یک نوزاد، ممکن است که عمیقا سوگ و غم و اندوه آن‌را دوباره تجربه کنیم.

فقدان و سوگ مفاهیم عمیقی هستند که هر فردی در طول زندگی از تجربه آن‌ها ناگزیر است و آشنایی بیشتر با این مفاهیم درک بهتر را به همراه می‌آورد. در مقاله بعدی منتظر آشنایی با نحوه کنار آمدن با سوگ خود و مراقبت از اشخاصی که در سوگواری هستند، باشید

سرور بفرست

برچسب: نویسنده: نیما امیری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 13:18

صفحه بندی